گفتی که زمستانی از جنس خزانی ، در حسرت دیدار تو بهارم به جهانی

تعرفه تبلیغات در سایت

غربت نشین عبور آسمانی بی ستاره ام

بعضی شکفته در نفس ابرهای پاره پاره ام

من مانده ام و تمام  این غزلهای یخ زده

من مانده ام و سکون پریشان بی چاره ام

روی نگاه تو ؛ گویی مرده است ( حمید )

شب مانده است در گودی سیاه چاله ام

باز میگذری همچون شهاب از چشم من

آهسته تر دل بکن ازاین حرفهای  دوباره ام

تنهاتر از پرنده بی تاب من که نبوده ای ؟!

ببین دردفتر سپیدم هنوز پر از استعاره ام

خاموش و خسته گذشته ای از کنار من

کم نکن نگاهت را هنوز -من-یک ستاره ام

 

از آن همه مهربانی دیگر

خبری نیست میان دلها !!

خشکیده سرچشمه

گویا دیگر آلوده نمیشود

هیچ خوابی با رویا ...

نوشته شده در بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:6 توسط حمید عسکری اطاقوری| |

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:23

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :