از تو آهی مانده در حسرت دیدارت - تاریخ: 1402/12/9 ساعت: 23:06
از تو آهی مانده در حسرت دیدارت _زنگاهی_ از تو اسیر عشق شدم_نگاهی _ که مرا آواره روزگار کرد_ گاهی _ گاه گاه سراغی از من گرفتی_آهی _ مانده از آن همه سوز عشق...پ.نبا تو در پیچ و خم این جاده ها خواهم مردشک نکن؛من جای تو ؛جای من...جای دو نفر خواهم مرد .... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و هشتم ب...
در آغوشم بگیر کسی میخواهد جانم بگیرد کسی که هرصبح در آینه مرا بغل کرده . - تاریخ: 1402/12/9 ساعت: 23:06
در آغوشم بگیر کسی میخواهد جانم بگیرد کسی که هرصبح در آینه مرا بغل کرده . می آید زبان می گشایی...می رود تنهایی درد میشود تا مغز و استخوانت ...پای در راه میشوی از گلهای سرسبد واژه بچینیبرایش قصه نجوا می کندتو می مانی شه زاده قصه های شب...و بیداری های بی مخاطب ...ثانیه به ثانیه در تو دلیل می شوددلیل لب...
دردت به جانم ... - تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 16:37
دردت به جانم ... دردت به جانم...کاش میدانستی کهصبر و آرامشی که جهان اکنون دارداز چشمان تو آمدهو صلالبت تمام کوهها در شانه های توخلاصه شده اند ....مهتاب را می بینی که چه زیبابا جهان سخن می گویدتمام آرامشش را ازتبسم لبهای تو به یادگار دارد...جان من...ثانیه های بی قرار امروزبی قراری نگاه منتظر من استمن...
و ای کاش میشد... - تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 16:01
و ای کاش میشد... وای کاش میشد اما ؛سالهاست ؛که به نیاز می فروشیم زندگی راهمچون دخترک گل فروش سر چهار راهملتمسانه به این و آن ... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ ساعت: 19:34 Adblock test (Why?)
شده ام مبتلای تو... - تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 16:01
شده ام مبتلای تو... وقتی می شکندسد سکوت مراهوای تو ...آرام نمی شود دلم جز با صدای تو ...تمام سهم من از تواندوه بی پایان استتمام آن عشقیست که شده ام مبتلای تو...جز انکه شده ام مبتلای تو ...پ.ناندوه نداری جایی دیگر در خیال منوقتی پر شده است از تو تمام خیال من نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: پنجم به...
آفتابی ترین هوای بارانی گرمترین زمستانی...... - تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 14:18
آفتابی ترین هوای بارانی گرمترین زمستانی...... هیچ چیز این جهان اتفاقی نیستحتی؛افتادن سایه نگهایت به روی پلکهایم ........ نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت: 20:31 Adblock test (Why?)
گفتی می آیم؛ تمام دیوارها را ریل بسته ام .... - تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 14:18
گفتی می آیم؛ تمام دیوارها را ریل بسته ام .... حضور تو دیگر یک اتفاق عاشقانه یخمکی نیستکه به گرمی صحبت کسی آب شوددلخور که بشوی راه ابرها در پیش بگیری ....حضور توست که در جغرافیای پهنای سرم گیج می خوردوقتی نبودی ایمان آورده بودمبه آغاز بی پایان فصلهای سردو من خمیده تر از همیشه زرد و زردتر شدم ...باد ه...
عطرتو... - تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 14:18
در لحظه لحظه ای نبودن توعطر تو بود که می پیچید در آغوش اتاقمکه با سرانگشت نسیم یاد تو سراغم را میگرفتزیر و رو میکرد نسیم یاد تو که خبر تو را داشت... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و دوم دی ۱۴۰۲ ساعت: 17:25 Adblock test (Why?)
گاهی از دور تماشای تو دلخواه تر است .... - تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 19:42
گاهی از دور تماشای تو دلخواه تر است .... در هر لباسی که تورا تصور کنمزیباترینی بی آنکه استعاره ی هیچ فصلی را بهم ریخته باشی بهار با شکوفه های تن تو می تواند زرد باشد و زیباترین تابستان هوای لبهایت می تواند سرد باشد اما دلچسب در آغوش تو بودن...پائیزها اگر سبز باشد تو بی گمان رویایی ترینیو زمستانی گرم...
عالی جناب ... - تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 19:42
وچه دنیای عجیبیست عالی جناب!!!بی آنکه مبعوثمان کرده باشیهر روزت را از ما امتحانی میگیری سخت تر !!! نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: هجدهم دی ۱۴۰۲ ساعت: 11:17 Adblock test (Why?)
پنجره ها سکوت را روزه گرفته اند... - تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 16:11
پنجره ها سکوت را روزه گرفته اند... در غوغای نشسته در باد این باد لعنتی این باد دربدرزمزمه هایت را می چرخاند آنگاه که گوش فرو برده ای در آغوش دیگری ...!!می خشکاند دست های پر از جوانه امریشه های فکرم را وقتی می کوبد بر پنجره نگاهم !!به چشمانم سپرده ام باد را به بازی نگیردتا آخرین نگاهت از چشمانم ذوب ن...
به خوابم بیا.. - تاریخ: 1402/10/6 ساعت: 21:10
به خوابم بیا...به خوابم بیاو بوسه ای لای حافظ بگذاربگذاز این پائیز هم بخیر بگذرد نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و هشتم آذر ۱۴۰۲ ساعت: 20:49 Adblock test (Why?)
نگرانی... - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 8:06
نگرانم!!!نگرانی لحظه به لحظه نشسته در تارو پود روزها و شبهایمنگرانم نگرانی از دیدار و بی خبریاز آخرین هم صحبتیمان نشسته در فکر و خیالم...نمیدانم ماه شد سال یا قرنیکه نشانی از تو نمی آیدو پرنده خیالی که در لفافه قاصدکهای خوش خبرهمراه با نسیم خنکای صبح و بادهای گرم پائیزیخبر از تو داشتنددانه های گندم ...
تلخند ... - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 8:06
باد می آید...باران می بارد...برگها با رقص باد می روند...بوی موهایت می پیچد...ومن...چقد دوست دارم عاشقانه تر بنویسم اما...به این همه آمدنها و رفتن ها پوزخندی میزنم...راه می افتم در شهرمردی ژولیده قوطی پر از دود اسپند را دورم می چرخاندبه بی حواسیم به آدمهای این روزها خنده ی تلخ میزنم ...بیرون زده ام ا...
عطر تو... - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 8:06
پشت کدام پنجره کافه های شهر بنشبم که عطر یادت در هوا نپیچدو مستم نکند!!کدام قهوه را بی عطر تو بنوشمکه خیالم عطر تنت را در آغوش نگیرد ...؟! نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعت: 11:34 Adblock test (Why?)
فراموشی... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 15:40
هی بانو ...معلوم است که دیگر نمیشود برگشتبه آن هزارتویعاشقانه ای که ما از ان آمدهایممگر راه برگشتنی هم داریم؟یادت هست آن روزها هی من لاجوردها رااز دستهایت می گرفتمو تو هی سبد سبد ماهی ها را سینهام صید میکردی...هی من خیال بافتم...و هی تو ...جای واقعیتها را عوض کردی!!!تقصیر تو نبود بانو من بودم که هرب...
آذر آذر آذرماهی... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 15:40
آذر آذر آذرماهی... حسود گشته ام به توکاش ؛ کاشعاشقی مثل _من _ داشتم پ.نخنده تلخ تو بوقت رفتندیدم آن لحظه که جانکاه تر است.... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: یکم آذر ۱۴۰۲ ساعت: 17:55 Adblock test (Why?)
پنج شنبه ها.... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 15:40
پنج شنبه ها.... پنجشنبه را باید روبرویت نشستو چای دارچین دم کردپرده ی تمام اتاقها را کشیدخاموشمستانهو کم نور...پنج شنبه ها بایدروبریت نشستاز تو نوشتو آرام آرام تو را بوسید...پ.ناگر راه را گم کردیاگر مرا به یادت نیاوردیاز نو شروع کن ...کافیست باز دوستم بداری و بگویی...////خدا انگار منتظربازنشستگیم بو...
امان تاسیان این روزهای شهرم لنگرود - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 19:23
امان تاسیان این روزهای شهرم لنگرود
آب و آینه... - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 19:23
سلام بانوی آب وآیینه ...ممنونم که باز سلامم را میخوانی...راستی حالت چطور است ...درگیر و دار این هم بی مهری چه میکنی؟!راستی چه میکنی وقتی شبهادلتبرای کسی مثل من تنگ میشود ؟!حالت چگونه است بانو ؟!هیس ...!!!دلخوری هایت را بگذار برای روزگاری دیگرپاییز است بانو و فصل فصل دلتنگی ...پاییز است و درد تا مغزو...

برچسب‌های مرتبط

یکی هست که همیشه عاشق منه | یکی هست که دیگه نیست | یکی هست که دیگه نیست مرتضی پاشایی | یکی هست که هر شب | یکی هست که نباشه نیستم | یکی هست که | یکی هست که دیگه نیست دانلود | یکی هست که هرشب واسه اون | یکی هست که دیگه نیست پاشایی | یکی هست که نیست