کاش خوردن حق مردم سرطانزا بود !!! - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 17:16
تکیه بر باد دیگر برایت از باد خواهم گفت از آخرین ویرانه هایی که در تنم فرو می ریزد کاش خوردن حق مردم سرطانزا بود !!! عالی جناب خدا ... به خودت قسم گرا رو عوضی بهت دادن !! وقتی هر جور درد و مریضی وبی
خنده های هرصبح تو.... - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:45
تکیه بر باد دیگر برایت از باد خواهم گفت از آخرین ویرانه هایی که در تنم فرو می ریزد خنده های هرصبح تو.... زندگی شاید همین باشد بانو... خنده هایی که ازxa0دست چشمانم کوتاه کرده ای !!برچسبها: زندگی, خنده های تو, صبح نوشته شده در هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:16 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
بخند نازنینم . - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:45
بخند نازنینم...تو که بخندیصدای پای کوبانمدختران هفت آبادی راعاقبت بخیر خواهد کرد xa0 نوشته شده در هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 21:39 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
برای تو هشتم آبانی ... - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:45
پسرک نازنینم ... در دنیای تاریک امروز یادت باشد دنیا به دو سمت راست و چپ تقسیم می شود و گاهی راست تو همیشه سیاه دورغ است ، کافیست سرت را بگردانی تا چشمانت روشن شود. یادت باشد ، آدمهای امروز بسیاری سیاهند دیوارها سیاه است ... حتی زمین زیر پایت هم
لطفا فکر کن وقتی کفشهایم کنار کفشهایت جفت میشود.. - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 4:46
لطفا بیا... نزدیکتر و باز هم نزدیکتر... و مثل حال خوشxa0 بمن دست بده xa0عالی جناب خدا ... به گمانمتو هم قهوه ات را تلخ می نوشی وگرنه دلیلی ندارد که این همه تلخی را در گلوی بندگانت بریزی !!! عالی جناب ... لیوان قهوه ات را جلوتر بیاور این روزها به احترا
ماه بانو... - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 4:46
قوزک چارقدش همیشه xa0پر بود و مستقیم میرفت به پستوی زیرزمین خالیش می کرد ... برام همیشه معما بود که این چه چیز با ارزشیه که جایی می بره دور از چشم همه قایم میکنه!! یه روز دل به دریا زدم ازش علتش رو سوال کردم گفت : ببین زاک بعد بهار و تابستون ؛ پاییز می
نیستی اما... - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 4:46
تکیه بر باد دیگر برایت از باد خواهم گفت از آخرین ویرانه هایی که در تنم فرو می ریزد نیستی اما... کاش ...دلتنگی های نبودن تومثل روزهای پاییزیکوتاه بود... کاش... برچسبها: پاییز نوشته شده در بیست و نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 20:41 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
شب تولد تو... - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
تکیه بر باد دیگر برایت از باد خواهم گفت از آخرین ویرانه هایی که در تنم فرو می ریزد شب تولد تو... شب تولد تو... شب تولد پروانه هاست در شب تولدتxa0 شمعی روشن نخواهم کرد... امان از بال و پر سوخته ی پروانه ها ... نوشته شده در سی و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:0 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
کجای این شب ابری ببینم روی - ماهت - را !! - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
یک شبیxa0 از این شبهای دراز پاییزی به خوابم بیا ... به خوابم بیا با عروسکی در دست و یک بغل ترانه ... به تعبیر تمام این همهxa0 سالهای کودکی و جوانیم که تورا به خواب دیده ام ... یادت هست نازنین ؟ گل سرخی لای دفتر خاطراتمان بگذار تا هر کلمه ات نوازشی باشد برای تمام فصل های پاییزی که نبودنت را با گریه ت...
هذیانهای شبانه... - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
هی بانو... شاید از این واژه های درهم و برهمم چیزی روح ودلت را آرام نکند شاید این حرفهای دیگر برایت ذوقی نیاورد... و هزار شاید دیگر ... آخر میدانی چیست من یهویی افتادم تو پاییز امسال !!! آخر فکرش را هم نمیکردم این بار به پاییز برسم اما تو ؛ هرشب حرفهایم بخوان و در دلت ذوق کن و لبخندی بر لبانت بنشان ا...
از نو ساختن...!!! - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
دلم میخواد این روزها تموم این زندگی رو بهم بزنم بهم بزنم واز نو بسازمش از اول اول از همون اول که با یه چوب پشت لاستیک کهنه موتور پدر خودم رو بزرگ کردم ... دلم این روزها خیلی چیزها میخواد اما وقتی یه کمی عاقلانه تر فکر میکنم می بینم تازه یک ماه نشده که 44 سالگی رو رد کردم پس دیگه وقتی ندارم که چیزی ر...
تمام جهانم خلاصه ایست از یک اسب چوبکی ... - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
تمام کودکیم کفشهایی بود به کوچکی دلم تمامxa0 هستیم آفتابی بود برشاخه های میخکیم گلوی سبز شکوفه های بهار شاخ و برگxa0 و صدا تمام حنجره ام لانه ای بود برای صدای چکاوکیم هنوز قصه آن پشت بام خانه پدر یادم هست که آشیانه ای بود برای دو بال لک لکیم هنوز در خاطرم مانده از مشقهای کودکی که صفحه ؛صفحه ی آن بود...
پاییز آمده جان من ... - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
پاییز آمده و من به روزهای بدون توxa0 خرده خواهم گرفتxa0 به هر یادی که مرا از چین دامنت دور و دورتر کند...!! پاییز وجاده پاییزی و رویایی لونک به دیلمان //// این پاییز خدا خدا میکنم که صدایم دوباره بگیرد نگران نباش با توحرف خواهم زد ... از روزهای نبودن کسی برایت درد دل خواهم کرد از روزهای سرد تنهایی ا...
بیایم در پاییز عشق را فریاد کنیم ... - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
دیشب بارون ارومد از اون بارونای خوب پاییزی سرم تکیه دادم روی شونه های پنجره ای که سالهاست سنگینی درد رو داره تحمل میکنه ... xa0 گویی آسمان گریه میکرد ضجه هاشو میشد از پشت شیشه ها شنید وقتی قطره هاش با لجاجت خودشون رو به شیشه می کوبیدند!! xa0 نگاهی به پنجره ها همسایه ها کردم راستی چرا مردم همه پنجره ...
من بی تو هیچ ؛ راستی تو بی من چه میکنی ؟!!!! - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
تو نیستی این پاییز پیش رو و من دیگر از هیچ چیز این دنیا نه می ترسیم xa0و نگران به از دست دادنش هستیم!! نه دلهره ای دارم از لرزش صدای گوشی تلفنم... نه از نفس نفس زدنهای دیر رسیدنم بر سر قراری ... و نه ترسی از صدای ممتد بوقهای کر کننده ... و نه فکر و خیالی از دیدن دستهای گره شده ی در پارک... xa0و اینک...
این شبها سخت به دستهای پاکت محتاجم... - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 18:21
فقیر نیستم اما... این شبها همچون گدا ... به زمزمه های پر از راز و نیازت به دستهای پر از شکوفه بارانت سخت محتاجم... xa0به منظور بهره مندی بهتر از این شبهایxa0 پر سوز و گداز شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) که شاید اشکهایمان آبی باشد بر جگر سوخته ی ما ؛ تا پایان تاسوعایحسینی این وبلاگ بروز...
چقدر دیر شده ام !!! - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:15
بوی تند عرق بدنم دیگه نفسی نمیزاشت که جلوتر برم... حال و حوصله این روزها رو اصلا نداشتم انگار امتحانات خدا تمومی نداره از یه طرف ...از طرف دیگه با هوای گرم و کلافه کننده امسال که بی سابقه بوده تموم توانم رو گرفته بود ... یه بار متوجه شدم نزدیک ورودی شهرم و صدای بوقهای ممتد ماشینای کاروان عروس من به ...
تورا دوست دارم ... - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:15
- تورا دوست دارم- در آسمان... درزمین... در باران... در آفتاب... می خواهم هرروز تودر انتهای خیابانینشسته باشیومن عبور کنم...سلام کنم... لبخند تو را در بارانمی خواهم و زیر آفتاب... میخواهم تورادوست داشته باشم...هرشعری که از تونوشته امبه جوی آبی...به رودخانه ی خروشانیبسپارم میخواهم یک بار دیگرمتولد شوم...
چرا کسی دیگر پشت خنجری نمیزند ؟!!! - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:15
دیگر کسی به خانه ی ما سری نمیزند !! یعنی چه شد دلی برای دلم پری نمیزند؟! سبد سبد ستاره در آسمان دلم چیده امxa0 چرا دیگر کسی برای چیدنشان ؛دری نمیزند! در کوچه ها همهمه ایست ؛ xa0بی تفاوتند !! چرا دیگر کسی از پشت خنجری نمیزند؟!! این روزها...دردمان می آید...گریه مان می آید...مردنمان می آید...!! نوشته ش...
باران که میزند دل من لیز میخورد - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:15
همیشه حرفهای زیرباران زیباتر ازxa0 خود باران استxa0 دیشب باران آمد آنقدر حالم خوب بودکه حس کردم دیگر به تو احتیاجی ندارم نوشته شده در هفدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 7:39 توسط حمید عسکری اطاقوری| |

برچسب‌های مرتبط

یکی هست که همیشه عاشق منه | یکی هست که دیگه نیست | یکی هست که دیگه نیست مرتضی پاشایی | یکی هست که هر شب | یکی هست که نباشه نیستم | یکی هست که | یکی هست که دیگه نیست دانلود | یکی هست که هرشب واسه اون | یکی هست که دیگه نیست پاشایی | یکی هست که نیست