برای بوسیدن با تفنگ در کمر نمی آیند !!! - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
من در خودم مردمانی را به نظاره نشسته ام که زار زار گریه می کنند خوش به حالشان ... مردمانم را میگویم که همیشه بی چتر باران خیسند خوش به حالشان ... اشکهایم را می گویم ... شور ماسیده ای که دلتنگ برای مردن نیستند خوش به حال من با مردمانم... که بیمرگ کسی همیشه عزادارایم... /// بی تو نفس کشیده ام ه
هرشب تنهایی ؛ همه شب تنهایی ... ( ۱ ) - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
هرصبح تا به غروب رهسپارم رهسپار ، تا برسم بر کویت هرروز تنهایی... همه روز تنهایی... سنگ مردم برسر طعنه هاشان بر دل هرروز رسوایی... همه روز رسوایی... طعنه ها خوردم من گریه ها کردم من ... طعنه ها ناسورند گریه ها پنهانی هرروز پنهانی... همه روز پنهانی... همه شب تا به سحر پای دیوار نشستم که ببینم
هرشب تنهایی ؛ همه شب تنهایی ( 2 ) - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
وه چه زیبا بودی !! وه دل آرا بودی ! بر لبت قند و عسل درو مرواریدی بر گلویت بسته ... -هی فلانی محرم راز نیصادق دیده به مهتاب نیتو به چشمم قطره ای درگندابدیده را پاک بکنتوشه بردار و بروبه سفرتا که دلت راست شوددل تو محرم اسرار شودسفرت را تو برو ... به چه خوابی دیدم خواب آبروی کمان ، ماه نجیب ... تنگ د
هرشب تنهایی ؛ همه شب تنهایی ( ۳ ) - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
من سفر خواهم رفت به جهانهای دگرآن جهانی که آلوده نبود در جهانی که پراز رنگ نبود خالی از رنگ سیاه خالی از دغدغه ی رنگ و ریا پاک بود پاک تر از آینه ها... و تو چون خنده ی یک صبح بهاریچون نسیمی آرامدر تنم پیچیدی و به آهسته به گوشم گفتی :سفرت را تو برو ... من شنیدم که پیغامت را به لب گوش گلی سرخ که
روز جهانی چپ دستها مبارک - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
امشب که مهمان توام دستم گره در دست توست امشب منم با شور و عشقجان منو جان تو دستان من ۲۲مرداد روز جهانی چپ دستها مبارک ضمنا اصلا هم به ما ربطی نداره که چرا روز راست دست نداریم ؛ حتما یه چیزای خوبی تو ما دیدن که روزمون رو جهانی کردن ؛ وگرنه همه مردم دیگه آدمهای عادی هستن بیماری چاله ی روی گونه از م
هرشب تنهایی ؛ همه شب تنهایی ... ( ۴ ) - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
دور از رخ محبوب ،عصری طولانی ... روز هم انگاری از برایم طی شد در من عاشق هم لحظه ی دیدار ، تند تر شد!! روز طولانی شد هی به دل می گفتم : که چرا شب نرسید؟! منه دلداده به راهی به نوایی به شبی به شبی راهی راه شدم... به شبی از پس یک روز بلند وشبی ... به خودم هی نهیبی بزدم -سفری خواهم کرد دل تو شاد ش
به یاد مدافع بی سر... - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
از سر بریده ات زمین به فریاد آمد از قامت افتاده چو سرو زمانه هم داد آمد گویی که آسمان در عزای تو خون گریست دیدیم که از بغض شکسته ی هویزه سیلاب آمد نوشته شده در بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:14 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
تابستان هم آمد فصل بی رمق... - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 0:26
در جوار نیلی خزردر پناه جنگل انبوهدر حصاری از کوهبا درختانی پر از شکوفه هایبهار نارنجایستاده سبز سبززیر چترآبی آسمانلنگروددر مزارع شالی****من یک شاعر معمولیمدر شمال به دنیا آمدمدرجنوب با او حرف میزنمدر شرق با خودم راه میرومو در غرب به خوابش میرومچقدر دور از همیمچقدر دور از هم ...بخاطر همین استکه حرف
دروغ - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 0:26
اینکه دیگر دوستمنداری رافقط این را من میدانم و تو ...ای واژه ها چه حالیشان میشوندکه تو دوستم نداریآنها می آیند که از تو بنویسندو هی سر به سرم بگذارندانها چه میدانند که تو دوست داشتنم را دیگر بلد نیستی آنها می آیند تا داغ مرا تازه کنندآنها نمیدانند اما میدانند آزار دادن یک مرد چگونه است اصلا این
تابستان و فصل واژه های ملال آور رسید بانو .... - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 0:26
عشق رها شدن است نازنینم... هر انسانی عاشق رهایست نمیدانم...! نمیدانم شاید عاشق شده باشی که از من رها شده ای ... اما میدانم روزی تمام شعرهایم راخواهی خواند و با هر ضجه ام مویه خواهی کرد این را من نمی گویم تجربه می گوید ... همان تجربه و بی مهری که تورا عاشق کرد تا از من رها شوی و پرواز کنی به سوی عاش
نکند در تو اسم مرا دار میزنند ؟!!! - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 0:26
باز ثانیه ها اسم توراجار می زنندتیک دقایق هرشب تو راتکرار می زنند ساعت و فاصله یاد تونوای مرغ شببه هوای نگاه تو در دل منتار می زنند قربانی شب شعرشدمدر چشمان توبه همه خاطره ها پرچمبیدار میزنند سکوت مانده در عقربه هاکه نمی چرخندنکند در تو اسم -مرا- دارمی زنند!
بیا و دردهایم را رفو کن ... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 13:42
بودن خیال تو در پشت پنجره ی سرد این دنیا شاعرانه مرا به زندگی وا میدارد آن روز وقتی در آخرین ایستگاه متروکه زمان دستهایم را در پشت تنهایی این دنیا جا گذاشتی با زبان ایما و اشاره گفتم : بانو ؛ مراقب خودت باش دنیا شلوغ است ... و من سرودنی دوباره را آغاز کردم و این شروع ماجرایی بود که تلخی این فراق را
خدایا امشب بهانه ای برای بجا نیاوردن قرارم نیافتم به دنبال روزنه ای برای فرارم - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 13:42
امشب هزار فرفره نذر باد کرده ام تا خدا به طوفانی ببرد تمام غصه هایت را... چه شبیست امشب ... بارون نم پشت شیشه و دعای دستهای پاک هی بانو اگر نمی توانم باری از دوشت بردارم میتوانم غصه ات را که بخورم نمی توانم ؟! حمید عسکری اطاقوری |15:22 |بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶
به تو که فکر میکنم باران می بارد !!! - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 13:42
فارغ از تمام غصه های این روزهاشب را می نشینم و با خیال تو خلوت میکنمتمام تقویم های به سر رسیده ته انبار را کنار سد میکنمتا همچون ماهی قرمز تنگ بلور از دست خیالم در شب سر نخورییک به یک روزهای رفته را ورق می زنم به تو میرسم در پاییزی رویایی...به باد فکر میکنمبه برگهای سرگردان کف حیاطبه شمعدانی کنار حو
گشتم و گشتم ؛ نبود چون تو یار دگری ... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 13:42
در هر ثانیه از زماندر گرداگرد وقت و بی وقتی ها کنار واژه ها می ایستم و با وسواسی مردانه انتخابشان میکنم همیشه که در قرارهایم نباید دنبال شعر باشم دنبال قفل ٫بندی٫قسمتی ٫آیه ای میگردم که تورا به من نزدیک تر کند شعرهایم....همچون پیراهن سفید و گلداریست که برای روزهای بی منش دوخته امبرای روزهایی که ش
به عکس تو که خیره می شوم - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 13:42
در جوار نیلی خزردر پناه جنگل انبوهدر حصاری از کوهبا درختانی پر از شکوفه هایبهار نارنجایستاده سبز سبززیر چترآبی آسمانلنگروددر مزارع شالی****من یک شاعر معمولیمدر شمال به دنیا آمدمدرجنوب با او حرف میزنمدر شرق با خودم راه میرومو در غرب به خوابش میرومچقدر دور از همیمچقدر دور از هم ...بخاطر همین استکه حرف
شبهای خوب دعا... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 22:37
u200d u200d ماه خوب خدا به گردنه نزدیک شده ؛ شبهای خوب عبادات و راز و نیاز با خدا ...این شبها را آرام ترزندگی کنآرام تر نفس بکش...آرام تر بخواب ...گردنه ی شبهای احیا را آرام قدم بردار... خدایا ...هر میخواهم تمام ذهنم را جمع روبرو کنم تا بسلامت از این گردنه بگذرم حواسم در آینه به پشت سر پرت میشوددر ر...
قنوتهایم این شبها بال در می آورند تا عاشقانه بال و پری زنیم در هوای تو ... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 22:37
دوباره آمدممن یک کبوتر غریبباز هم هوای تو...کنار گنبدتیک غروب دلنشین دوباره گنبد وحرمچشمهای منتظردوباره دل ؛ هوای تودور گنبدت ...دوباره یاقوتاشک چشم های من دوبارهچشمهای منپر از کاشی و ماهو ستاره شد دوباره ذهن من کنار حوضکنار تو پر از مهربانیباز هم ساده شد... دوباره بال های فرشتگاندر هوایمان ...باز
خدایا کمی با من مدارا کن... - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:37
خدایا.... دخیل می بندم به کعبه ات نه اینکه گره از کارم بگشایی فقط رهایم نکن ... به من بیاموز چگونه زیستن را حال این روزهایم بسان آدم سرگردان است در کویر ، هر کجا می نگرم آب ... اما چون میرسم سراب است و سراب !!!!!!!
وتاریخ شهادت خواهد داد به زبونی وپستی عرب بادیه نشین... - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:37
و تاریخ با زبان خودش روزی شهادت خواهد داد به پستی و خوارشدن عرب بادیه نشین...!! کشور عربی قطر بعد سه روز محاصره توسط سه کشور دست کمک و گدایی به ایرانی که بیشتر از سی سال توسط سی کشور محاصره بود ؛ دراز کرد ...!! حمید عسکری اطاقوری |19:18 |بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶

برچسب‌های محبوب

گاهی به پشت سر نگاه کن | گاهی به پشت نگاه کن | یکی هست که