
فراموش میشویم روزی در دغدغه و همه ی آدمها... در همهمه ی و شلوغی آدمها قدم به کوچه های شهر گذاشتم و کسی یادش نیامد که روزی بودم و روزی که آغاز شهریور تولدم بود .گله ای نیست راست میگفتن:از دل برود هرآنکه از دیده برفت !!1 نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: سوم شهریور ۱۴۰۳ ساعت: 10:35 بخوانید...
ادامه مطلب
همه ی ما در عمر خودمون حکایت چندین قصه و حکایتیم رفتن آدمها خودش یه قصه جداست... و ترک کردنشون هم حکایتی داره... اومدن و رفتنشون میتونه آغاز یه قصه و رفتنشون یه حکایت دنباله دار یه تراژدی تلخ باشه ...
ادامه مطلب
آدمی است دیگرفراموش میکند اصلافراموشی خصیصه و ذاتآدمهاست و جزو لاینفکشونچه زود فراموش کردیخش خش برگهای زرد پاییز روبارونهای نم نمشیشه بخار زده ی ماشینکه چقدر آروم دست بردیو روشون نوشتیشقایق چرا که دلش خونهتا عطر یاس و مریم هستزندگی باید کرد اصلا چرا اون دوراهمین بهار و فروردین گذشتهصدای اذان ؛ غروب...
ادامه مطلب
آدمها یه روزی واسه کسی تموم میشن...وقتی احساس کردی واسه کسی تموم شدی این پا اون پا نکنوقتی دیدی دیگه واسه آروم کردنش گزینه اول نیستیوقتی واسه حرفات سر و دستی نمیشکنهیعنی واسش تموم شدی ...پس تمومش کن خودتو آزار نده شاید ذهن اون به این بلوغ رسیده که دیگه ارزشی نداره حضورت و شاید آزاردهنده باشهاون موق...
ادامه مطلب