کوچه های باران خورده

متن مرتبط با «رود،» در سایت کوچه های باران خورده نوشته شده است

دستم به نوشتن نمی رود، دلم به آرامش...

  • نیلوبلاگ

    دستم به نوشتن نمی رود، دلم به آرامش... این روزها...از تو نوشتن - بهانه - میخواهد و از تو ننوشتن - بهانه ها -وقتی نیستی سکوت تنها واژه ایست که بودنت را انکار نمی کند ...به خدا باور دارمو بعد خدا به تو ...که بودنت؛ لبخند هرصبحتخستگی را از تن خدا هم در می برد////پ.نخوش بحالت بانوخوش بحالت ...خوش بحال تو ...خوش بحال او ...خوش بحال تمام کسانیکه یک شاعر عشقشان نیست؛!!چند مدته دارم به این فکر میکنم چقدر این روزها خوب شده با من انگار داریم به جاهای خوب قصه می رسیم و شاید آخر قصه اس که خوب شده . نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳ ساعت: 20:23 بخوانید...

    ادامه مطلب