کوچه های باران خورده

متن مرتبط با «زمین» در سایت کوچه های باران خورده نوشته شده است

خنده کن تا در زمین باران ببارد...

  • نیلوبلاگ

    خنده کن تا در زمین باران ببارد... هوای صبح اردیبهشت رااز هرسویی نفس بکش...دستی بر غنچه های بلند دعاو دستی دیگر بر ساحل آرامش حضور خدا...امروز رها کن هیاهوی روزی و دغدغه نان راو رها ساز آنچه از تو می گیرد خدایت را ...خدایا...با اولین قدم هایم بر جاده صبح زیبای روزهای بهشتیتنام توست که عاشقانه و ملتمسانه زمزمه می کنمخالی کرده ام تمنایم را از هرچه غیر تو که آرامشاین روزهایم را از من بگیرد...جاری کن سخاوت نگاه مهربانت را آنگونه که غرق شوم در موج موج مهربانی که تو برایم مهیا کرده ای...خدایا از سکون و سکوت متنفرمنمی ایستم در هیچ جای این زمان وقتی باران سخاوتت راهر لحظه بر سرم فرو می آوری و این همه زندگی و شادابی را هر روز در دامن من می ریزی و من چه وقیحانه ستایش و تمنا به غیر تو می برم......

    ادامه مطلب
  • و باز هم زمین لرزید !!

  • نیلوبلاگ

    از توبعید است زمین زیر پای مردمانی بلرزی که سالهاست زخم تجاوز و درد را به تن کشیده اند اما هنوز دوستت دارند . دو چیز را انسان بعد ویرانی و خراب شدن احساس خواهد کرد یکی عشق .. و دیگری زلزله ... تسلیت میگم کشته و زخمی شدن جمعی از هموطنان خوب و ظ...

    ادامه مطلب
  • روز تولدم تنها روزیست که زمین و زمان تحمل نفسم را بی گله و کنایه بر دوش میکشد

  • نیلوبلاگ

    خدایا... وعده نگاهی داده بودی سبزتر از خواب بهشت از شاخه ی هیچ درختی گناه نکردم و جهانت اما جهنمی از یک سیب بود !!! دیشب با چهار دیوار سفید چند پرنده کاغذی یک ساعت قدیمی خوش حافظه و یک شمع تولدم را جشن گرفتم همین قدر ساده ... همینقدر با شکوه... نوشته شده در یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 6:2 توسط حمید عسکری اطاقوری| |...

    ادامه مطلب