کوچه های باران خورده

متن مرتبط با «نبودن» در سایت کوچه های باران خورده نوشته شده است

در جانم جاری هستی نگران نبودنهایت نیستم ....

  • نیلوبلاگ

    در جانم جاری هستی نگران نبودنهایت نیستم .... در وحشت این شب های بی تو که هوا پر شده از شب بو ها و آقاقیاپر از سایه ی ترسم... کاش و ای کاش؛آرام می خزیدی همچون سایه ای از پشت دیوارو یا خیالی امن از میان پنجره ...می ترسم،می ترسم از این شبها از سکوت دیوانه کننده اشاز نبودنت که آرام عشق در گوشم نجوا کنیاز این همه جاده های بی انتهاکه هیچکدامش به تو ختم نمی شوداز این همه همهمه ای که پایم رام را می کشدبه سراشیبی جاده ای که جز سقوط نیستاین مسافر خسته می ترسدمی ترسد که پیچاپیچ مشغله هایت فراموشش کنیمی ترسد و این ترس تا دندان مسلح که تاخود صبح شلاق بر پلک خوابهایش می زندمی ترسم...می ترسم از دستهایی که گرمای نبودنش لحظه لحظه تنهاییش را کشدارتر کندو شبهاش را به درازا بسپارد ...او می ترسد رنج این...

    ادامه مطلب
  • شبهای نبودن تو...

  • نیلوبلاگ

    چقدر دور شده اند از من خیالت در خوابهای شب من...!!! منی که در عصرهای نبودن هنوز جا مانده ام... هر کس به کسی نازد... ما هم به - کسی - نازیم ... نوشته شده در هفدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:22 توسط حمید عسکری اطاقوری| |...

    ادامه مطلب