باران شوق خواهد بارید... - تاریخ: 1401/8/11 ساعت: 17:59
باران شوق خواهد بارید... به اشتیاق گل و آغوش و بوسه آمده بودیم به اشتیاق باران مهربانیبه اشتیاق تمام شدن این همه تنهایی...گلوله می بارد؛ از آسمان سیاه روزگاردشنه ها خونی از تن رنجورمان ...کجاست مهربانی ها !!کجاست گوشه دنج روزگار که لحظه ای بیاسائیم !!///این روزها هم میگذرد بانو...باران می بارد بر سر...
این پاییز باران نمیخواهد... - تاریخ: 1401/8/4 ساعت: 13:54
این پاییز باران نمیخواهد... این پائیزنه شعر میخواهدنه باران میخواهدنه آ...این پائیز کمی شعور میخواهدکمی جان...تا پاییزهای نیامده راعاشقانه در باد و باران عاشقانه تر زندگی کنیم... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: سوم آبان ۱۴۰۱ ساعت: 9:6 Adblock test (Why?)
زن زندگی... - تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 16:57
عالی جناب:قرار نبود؛#زن بودن مادران و خواهرانماناین همه به پایشان گران حساب شود !!! نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: نهم مهر ۱۴۰۱ ساعت: 11:34 Adblock test (Why?)
نکند در تو اسم مرا دار می زنند!!؟ - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 15:12
نکند در تو اسم مرا دار می زنند!!؟ باز ثانیه ها اسم تورا جار می زنندتیک دقایق هرشب بر سر تکرار می زنندساعت و فاصله یاد تو نوای مرغ شببه هوای نگاه تو در دل من تار می زنندقربانی شب شعرشدم در چشمان توبه همه خاطره هایم پرچم بیدار میزنندسکوت مانده در عقربه ها که نمی چرخندنکند در تو اسم -مرا- دار می زنند!!...
شد نیم قرن... - تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 18:16
اومدنم یادم نیست اما در تلاطم روزها از کودکی هام خاطرات خوبی مونده از تموم اون صداقت و پاکی که تجربه کردم در روستا، شهرنشین که شدیم هزار رندی بود و دروغ یادم مونده از ادمها. صداقت رفت، مهربانی کم رنگ شد, من موندم با آدمهای هزارچهره ...مادربزرگ میگفت ادمها دو دسته اند اما من میگم آدمها تعریفشون اگه ق...
سکوت مانده در عقربه ها... - تاریخ: 1401/5/3 ساعت: 20:05
سکوت مانده در عقربه ها... گیرم در کنار همین شبهای دیوانه و مسخ شدهپنجره ام باز و دست و چشم خشک شده به راهبه کوچه ای که هرگذرانشهی می آیند وهی میروندبمیرم...کدام ستاره و ماه در آسمانروبند سیاه برچهره اش میزند !!کدامین رهگذر بعد سالها اگر گذرشبه کوچه باران افتادروز مرگش را به یاد می آرود !!راستی کسی م...
خیال تو... - تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 14:04
خیالت؛برویم لبخند میزندوقتی لبانت؛ بر گونه های باد می نشیند نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیستم تیر ۱۴۰۱ ساعت: 12:2 Adblock test (Why?)
یاد باد آن روزگاران یاد باد - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 18:17
یاد'>یاد باد'>باد آن روزگاران یاد باد یادش بخیر شعرهای کتابهای اول دبستان شعرهایی که هم عطر خوبی داشت و هم طعم خوبی . همیشه آرزوم بود که شاعر این شعرهارو ببینم و کنارشون بشینم چون حسخوبی برام داشتن و حالا بعد سالها کم کم این فرصت رو داشتمکه در کنار یکی از بهترین خاطره سازهای زمان کودکیم ساعتی چند هم...
بیا... - تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 17:06
 بیا ...و مرا بگیر از خودم که پر از _ دلهره ام_ نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: هجدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت: 6:42 Adblock test (Why?)
جناق شکستم آن روز ... - تاریخ: 1401/3/9 ساعت: 14:25
جناق شکستم آن روز ... به غصه ها و قصه های این جهان - نبودنت - را اضافه کن ...نبودن تو همچون دردیمچاله شده در من رایگان هر روز و هرسال افزون میکند کمان شانه هایم را ...و بعد رفتن تو بودآسمان شبش رابه تیره ترین شبهایش آراستو خورشید دیگر نیامد...و در سکوت نبودن - تو -من ، آهسته آهسته پیرو پیرتر می شوم ...
لبخندت... - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 13:23
لبخند تو رویش سبزیست که بهار را در تنم جوانه میزند...بخند نازنینم؛ بخند...تا دوباره زنده شوم نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و دوم فروردین ۱۴۰۱ ساعت: 8:43 Adblock test (Why?)
زمستان است و سرد - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 13:23
زمستان است و سرد من آنقدرتمام این سالها را سرم گرم تو بودهکه حالا نیستی تمام روزهایمسرد و زمستانیست... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت: 7:53 Adblock test (Why?)
رقص مرگ من... - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 13:23
رقص باد در هزار توی موهایت ...جهان پا به پای چینهای دامنت می رقصدشکوفه های بهارنارنج همه مست عشوه هایت و باران می بارد و موسیقی عشق می نوازداردیبهشت و زمان دوست داشتن تو و تو نیستی و مرگ به انتظار آخرین نفسهایم چی بی رحمانه می رقصد در لحظه لحظه روزهایم در این بهار دل انگیز...***دستم به نوشتن نمی رود...
رنج... - تاریخ: 1400/12/23 ساعت: 10:33
و چه دروغهایی کهدر من کاشتی!!و چه فصلهایی که قرار به نو شدنم بود...چه جوانه هایی که پژمردو جوانه نزد !!! نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: دهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت: 18:21 Adblock test (Why?)
بهار در راه است... - تاریخ: 1400/12/23 ساعت: 10:33
بهار در راه است... بهار را بر گل های دامنت بپاشمن اینجا؛شوق پروانه شدن دارم ... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: هفدهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت: 19:42 Adblock test (Why?)
برف آمد - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:21
برف آمد پشت برف...تمام کوچه ها پرشدند از تنهایی... نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: بیست و هفتم دی ۱۴۰۰ ساعت: 12:9 Adblock test (Why?)
سکوت کرده ام همچون دانه برف ... - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:21
سکوت کرده ام همچون دانه برف ...  برف می بارد... و همچون دانه برف سکوت کرده ام نه اینکه دلتنگت نباشم نه اینکه از یاد برده باشمت نه اینکه نگرانت نباشم ...سکوتم کرده ام ؛تا شاید دلتنگم شده باشی ...شاید میان این همه سکوت صدایم کنی...///از آن پشت شب صدا کن مرااز این درد و غم رها کن مرا... نويسنده :حمید ع...
ببخش مادرم... - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:21
ببخش مادرم که در قانون مردنوشت دنیایمانآنقدر معرفت نداشتیمتا تمام هستی این جهان را به زیر پایت بریزیمو وعده به آن سوی هستی به جهانی داده ایم که کس ندیده...!! نويسنده :حمید عسکری اطاقوری تاريخ: سوم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 19:22 Adblock test (Why?)
این بار خدا پیغمبری از جنس زن مبعوث نموده ... - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 11:32
در خیابان قدم میزنم پچ پچ های مردم از تحجر و احمق بودن آدمیان میگویند. در صفحه های مجازی سخن از جاهلیت است و خرافات آنانی که هنوز هم شفا را در حرم می جویند و در جایی جدای از باورهایمان زنی خودش را فدا
من خوشم پشت این بی خاطره ای از تو با سیگاری - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 11:32
در این حصار تاریک خانه هایمان هنوز زنده ایم؛زنده به صدای شرشر دوباره باران روی ناودانهای خیس کوچه ها...زنده به رقص باد بر شکوفه های بهارنارنج بر خیالمان اما دلتنگ؛دلتنگ در آغوش کشیدن عزیزانمان،پدروماد

برچسب‌های مرتبط

یکی هست که همیشه عاشق منه | یکی هست که دیگه نیست | یکی هست که دیگه نیست مرتضی پاشایی | یکی هست که هر شب | یکی هست که نباشه نیستم | یکی هست که | یکی هست که دیگه نیست دانلود | یکی هست که هرشب واسه اون | یکی هست که دیگه نیست پاشایی | یکی هست که نیست