میترسم لحظه ای از خیالت غافل شوم
و بیای و همه شان را ببری...
خاطراتت را می گویم...
مثل هوای بودنت...

پ.ن
فقط موقع رفتن مواظب باش
کیسه ی خاطرات رو که می بری
همراش این بوی متعفن تهرون رو توش نپیچی نبری 

////
بالاخره بوی متعفن تهران پیدا شد ...
فقط کمی دقت به عدد بکنین؛
بو از چای فاضلاب ساختمان پلاسکو بود که 40 ساله سرش باز نشده بود!!!
فاضلاب هم از بوی گند دینداری و دروغ های اینا که 40 سال دارن به ناف میردم می بندم به ستوه اومد و خودی نشون داد!!
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی