مرحمی تازه میخواهم...
مرحمی با طعم بوسه هایت ...
////
خسته ام ؛خسته ...
دوست دارم پایان همین جمله
یک نقطه بگذارم و بنویسم
_تمام_.
کاش میدانستی که این خاطرات است
که انسان را پیرو پیرتر میکند .
میگویی نه به رد چروکهایم بر پیشانیم
و دور چشمانم نگاه کن ...
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی