خرید بک لینک

مرا بگیر از _خودمن_ منی که پر از دلهره ام

سبزی بپاش به باغ تنم کویری بی منظره ام

در کوچه های شهرقارقار کلاغ است بی شمار

آشفته می کنند دیگر مرا در قاب این پنجره ام

شب می رسد و من اسیر دست زمینم هنوز

پروبالم ببخش منی که هنوز پر از شاه پره ام

سبدسبد خیال بود از تو در محاق چشم من

نقشی نمانده از تو دیگر در میان خاطره ام

با من برقص آتش بزن به جان و تن من

منی که همچون عقرب عاشق میان دایره ام

حک شده یاد تو بسردی در باغ نگاه من

تاریک میکند دلم را من طرحی از محاوره ام

شبی ببار بر من ای بلبل خوش الحان

قحطی صدا شده است من و این حنجره ام

با نگاهت قامت قیامت بساز از تمام تنم

روشن کن همچو آسمان شود سیاه پیکره ام

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 18:56

صفحه بندی