پر میکشد تا خود من ؛
بوی تو ؛ پرچین هزار لب می شود
حلقه ای دار ؛ دور گردنم ...











بهار در راه است نازنینم
چرا لحظه های کنارم نمی نشینی !!
/////
همیشه ی عمر وقتی اسفند میرسه وهرچی به نیمه این ماه نزدیک میشیم یه حس خوب و عجیب از این هوای دلپذیر از این هوای سرد و دل انگیز صبح که توی پیراهنم می پیچه مثل بچه ها ذوق تو چشمام برق میزنه ...
فرقی نمیکنه تو این سن باشه یا تو صد سالگی ، اسفند یه شوق عجیبی تو رگهام تزریق میکنه شوق رسیدن بهار دل انگیز که عاشقانه دوستش دارم ![]()
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی