تازه یادم آمد چقدر تنهایم...!
مثل همین کاغذهای سیاه شده ی روی میزم
این دفترچه تلفن بی مصرف...
مثل این شمعدانی لب پنجره
تنگ بلور جرم گرفته...
مثل این صفحه ی بی احساس مجازی...
لیوان لب پریده و جرم گرفته...
مثل این زخم در گلو...
آخ این زخم را ببین !!
ببین چقدر بزرگ شده ای
- من - !!!
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی