جان من...
دنیا ٫ دنیا مجازیه
دنیای عکسهای بی جان
دنیای اشکهای قاب گرفته
پشت سوسوی نور بی رمق
گوشی های دل سخت...
جان من...
شاید نمیدانی که هزاران
هزار واژه و حرف عقیم
پای همین دنیای لعنتی غیر واقعی خودشون رو پشت این ماس ماسک مجازی حلق آویز میکنند...
میدانی جان من ...
هر روز و شاید هر دقیقه صداها دل تنگ در سکوت حرفهای نگفته می میرند...
کاش مرا بیشتر می شناختی
کاش در خطوط در هم پیشانیم
لحظاتی غرق میشدی
و می فهمیدی که من
آدم شاید همین فردا هم
نیستم ...
کاش مرا...
کاش زنگ...

سهم بعضی ما آدمها...
یک صبح بخیر بی رمقیست...
از پشت یک جسمی بی جان...
نوشته شده در دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 16:34 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی